|
ثبت نام
فرهنگ و پيوست فرهنگي براي تحقق اقتصاد مقاومتي PDF Print نامه الکترونیک
نوشته شده توسط مدیر سایت   
شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۴۴

فرهنگ و پيوست فرهنگي براي تحقق اقتصاد مقاومتي

مقدمه

مقام معظم رهبري با توجه به اشرافي كه بر مجموعه شرايط فرهنگي، سياسي و اقتصادي جهان معاصر و کشور دارند در شهريور ماه سال 1389 براي اولين بار موضوع ضرورت اتخاذ سياست راهبردي دستيابي به اقتصاد مقاومتي را مطرح فرمودند و در تبيين اين واژه توضيح دادند كه:

«اقتصاد مقاومتي يعني آن اقتصادي كه در شرايط فشار، در شرايط تحريم، در شرايط دشمني ها و خصومت هاي شديد مي تواند تعيين كننده رشد و شكوفايي كشور باشد.»[1]

اهميت اين رهنمود رهبري و ضرورت توجه همه اركان نظام به اين مسئله موجب شد كه شوراي تشخيص مصلحت نظام اين رهنمود را در قالب مجموعه «سياست‌هاي كلي نظام» تنظیم و به معظم له پيشنهاد و پس از تائيد در تاريخ 29/11/92 به همه قوا و نهادهاي مسئول ابلاغ نمايند.

گرچه امروزه شناخت تعامل گسترده فرهنگ جوامع با ميزان توسعه‌يافتگي اقتصادی آنها موجب شده است ادبيات علمي زيادي تحت عنوان «فرهنگ توسعه» توليد شود و در آن به چگونگي سياست‌گزاري و برنامه‌ريزي براي اصلاح فرهنگ جوامع به منظور تسريع در رشد اقتصادي بپردازند،

اما علاوه بر این واقعیت، موضوع فرهنگ و رابطه آن با اقتصاد مقاومتي از جهت ديگري براي جامعه ما اهميت پیدا مي‌كند. زيرا نه تنها فرهنگ جامعه ما از جهت تحقق اقتصاد مقاومتي نيازمند تغيير و تحول زیادی است كه به دليل وجود هدف راهبردی نظام جمهوری اسلامی یعنی افزایش توامان رفاه اقتصادي با رشد و تعالي اخلاق و فضيلت‌هاي انساني، شايسته است مجموعه سياست ها و برنامه ريزي ها و اقداماتي كه در جهت اين سياست كلي دنبال مي شود، پيامدها و تاثيرات مثبتي در اصلاح فرهنگ جامعه داشته باشد. از اين روي، موضوع اين مقاله پاسخ به اين سوال است كه:

اقتصاد مقاومتي

فرهنگ

سياست‌گزاري و برنامه‌ريزي عملیاتی

رشد و تعالی اخلاق و معنویت جامعه

تسريع در تحقق اقتصاد مقاومتي


چگونه مي توان تعامل فرهنگ جامعه را با اقتصاد مقاومتي اصلاح نمود كه علاوه بر تسريع در شکل گیری اقتصاد مقاومتي، نقشي سازنده و هم‌افزا در جهت تحقق اهداف فرهنگي نظام جمهوري اسلامي داشته باشد؟

اهميت پاسخ به اين سوال:

پاسخ به اين سوال از چند جهت در شرايط موجود كشور راهگشا خواهد بود كه اهم آن عبارت است از:

الف: شناسايي وجود فرصت‌هاي متنوع بالفعل و بالقوه در بينش، گرايش و الگوهاي رفتاري موجود در فرهنگ مردم جامعه براي تحقق اين سياست كلي كه مي تواند مورد استفاده قرار گيرد.

ب: شناسايي وجود موانع و آسيب‌هاي فرهنگي موجود و بالقوه كه در مسير تحقق اين سياست مي تواند مانع تراشي كند و بايد براي آن چاره انديشي شود.

ج: شناخت آثار مثبت اجرايي اين سياست كلي در تحقق بسياري از آرمان‌ها و اهداف غايي فرهنگي انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي كه پشتوانه ای خواهد بود براي جديت در پيگيري اين سياست

د: احتمال شكل گيري پي‌آمدهاي مخرب در فرهنگ جامعه در صورت بي‌توجهي به آثار فرهنگي اقدامات اقتصادي، كه لازم است قبل از اجرایی شدن آن ها، چاره انديشي شود.

براي توجه بيشتر به اهميت تعامل فرهنگ جامعه با اجرای سياست های كلي اقتصاد مقاومتی، مي توان علاوه بر مباحث نظري رابطه فرهنگ و اقتصاد به ظرافت هاي مندرج در مقدمه اعلام شده براي تشریح جزئيات اين سياست كلي توجه نمود.

در مقدمه توضيح دهنده علت اتخاذ اين سياست آمده است:

«ايران اسلامي با استعدادهاي «سرشار معنوي و مادي و ذخائر غني و متنوع» و زيرساخت هاي گسترده و مهمتر از همه، برخورداري از نيروي انساني متعهد و كارآمد و داراي عزمي راسخ براي پيشرفت، اگر از الگوي اقتصادي بومي و علمي برآمده از فرهنگ انقلابي و اسلامي كه همان اقتصاد مقاومتي است، پيروي كند، نه تنها بر همه مشكلات اقتصادي فائق مي‌آيد و دشمن را كه با تحميل يك جنگ اقتصادي تمام عيار در برابر اين ملت، صف‌آرايي كرده به شكست و عقب‌نشيني وا مي‌دارد، بلكه خواهد توانست در جهاني كه مخاطرات و بي اطميناني هاي ناشي از تحولات خارج از اختيار، مانند بحران هاي مالي، اقتصادي، سياسي .... در آن رو به افزايش است با حفظ دست‌آوردهاي كشور در زمينه‌هاي مختلف و تحقق آرمان‌ها و اصول قانون اساسي و سند چشم‌انداز بيست‌ساله، اقتصاد متكي به دانش و فن‌آوري، عدالت بنيان، درون‌زا و برون‌نگر، پويا و پيشرو را محقق سازد و الگوي الهام بخش از نظام اقتصادي را عينيت بخشد»

همانطور كه ملاحظه مي شود در سطر اول به «استعدادهاي سرشار معنوي» اشاره شده است كه بايد در شناخت تعامل فرهنگ با سياست، اين استعدادهاي سرشار معنوي مورد واكاوي قرار گيرد.

در سطر دوم به «برخورداري از نيروي انساني متعهد و كارآمدو داراي عزمي راسخ براي پيشرفت تاكيد شده است كه مستلزم تعمق و راه حل يابي براي شناسايي اين نیروهاي متعهد و به كارگيري آنهاست.

در سطر سوم: اقتصاد مقاومتي معادل «الگوي اقتصادي بومي و علمي برآمده از فرهنگ انقلابي و اسلامي» گرفته شده كه نشان دهنده تعامل وسيع الگوي اقتصاد با بنيادهاي فرهنگ ديني است.

و در سطر انتهايي از اقتصاد عدالت بنیان و درون زا سخن به میان آمده که در ذات خود ارتباط وسیعی را با فرهنگ اسلامی مطرح می سازد و بالاخره در پایان «اقتصاد مقاومتي را ضامن تحقق آرمانها و اصول قانون اساسي» دانسته اند كه وجه مهمي از آرمانها و اصول قانون اساسي و سند چشم‌انداز به تحقق اهداف فرهنگي اختصاص دارد.

و بالاخره اين موضوع مطرح شده است كه شكل‌گيري اقتصاد مقاومتي مي‌تواند عينيت‌بخش «نظام اقتصادي» اسلام باشد. به طور خلاصه از این مجموعه نکات می توان دو نکته مهم را یادآور شد:

1. اقتصاد مقاومتی باید زمینه ساز تحقق اهداف متعالی انقلاب اسلامی، یعنی رشد و تعالی اخلاق و فضیلت های انسانی قرار گیرد.

2. تحقق اقتصاد مقاومتی خود نیازمند وجود نسلی مهذب، پرکار و متعهد به ارزش های اسلامی است.

از این جهت باید در کنار مجموعه سیاست های اقتصاد مقاومتی، مجموعه سیاست های فرهنگی نیز پیش بینی شود که این مقاله سعی دارد ابعاد و محتوای این سیاست های فرهنگی را تشریح نماید.

اما مشكلي كه معمولا در اين گونه مباحث با آن مواجه هستيم، تلقي ها و برداشت هاي بسيار متفاوت و متنوع از مفهوم فرهنگ و چيستي آن است كه تاثير زيادي در پذيرش و عدم پذيرفتن مطالب پیشنهادی خواهد داشت، از اين روي، به ناچار در هر مقاله فرهنگي بايد اشاره‌اي هرچند مختصر به مفهوم فرهنگ مورد نظر در اين نوشتار كرد و به استناد آن به رابطه فرهنگ و اقتصاد پرداخت و اگر در این مسیر به ضرورت پیوست نگاری فرهنگی برای مطالعه دقیق رابطه فرهنگ با طرح های اجرایی می رسیم به تبیین چیستی فرهنگ پرداخت.

مفهوم فرهنگ و چيستي پيوست فرهنگي

فرهنگ از مقولات سهل و ممتنع است كه هم مي‌توان برخورد سطحي و صوري با آن كرد، هم مي‌توان به ذات معنايي و لايه‌هاي تو در تو، پيچيده و ظرايف آن نظر افكند و به عنوان يك ناظر يا بازيگر به اعماق و لايه‌هاي دروني آن دست يافت. اگر فرهنگ را «معرفت مشترك» تعريف كنيم و لايه‌هاي آن را از عميق‌ترين تا سطحي ترين لايه به ترتيب جهان‌بيني، اعتقادات، ارزش‌ها، هنجارها، نمادها، فن‌آوري مادي (مهارت به‌كارگيري و ساخت اشيا) فن‌آوري اجتماعي (مديريت و ساماندهي اجتماعي) بدانيم، بطور قطع، فهم و درك فرهنگ، مستلزم شناخت الگوهاي مختلف شناخت شناسي، مفروضات هستي شناختي آنها و اطلاع از تكنيك‌هاي هر كدام از اين روش هاست.[2]

اين برداشت جامع از مفهوم فرهنگ موجب شده است بعضي از اندیشمندان ايراني از فرهنگ به عنوان روح جامعه ياد كنند و مدعي شوند «همانطور كه يك فرد، روح دارد، يك جامعه هم روح دارد، هر جامعه اي كه داراي فرهنگ هست، فرهنگ آن جامعه روح آن جامعه را تشكيل مي‌دهد»[3]

البته در مطالعه تعاريف جامعه‌شناسان مشهور، اين نكته به ذهن تداعي مي‌شود كه تلقي روح از فرهنگ بيشتر اشاره دارد به جهان‌بيني، اعتقادات و ارزشهاي مورد پذيرش اكثريت افراد يك جامعه كه بعضا با عنوان «فرهنگ ذهني» از آن ياد مي‌كنند. و با انعكاس اين فرهنگ ذهني در محسوساتي مثل معماري، شهرسازي، الگوهاي رفتاري، قوانين، لباس پوشيدن، غذا خوردن، از آن به عنوان «فرهنگ مادي» ياد مي‌كنند. از اين روي در بسياري از تعاريف، مجموعه فرهنگ ذهنی و فرهنگ مادي را شامل مفهوم فرهنگ مي دانند از جمله اين افراد:

مالينوفسكي[4] است كه مي‌گويد:

فرهنگ متشكل از دست‌ساخته‌ها، كالاها، فرآيندهاي فني، انديشه‌ها، عادات، ارزش‌هاي اجتماعي، واقعيتي منحصر به فرد است كه بايستي به شيوه خاص خود مورد مطالعه قرار گيرد.[5]

همين مطلب را كروبر[6] با بيان ديگري مطرح مي كند:

فرهنگ متشكل است از الگوهاي صريح يا ضمني رفتار كه بواسطه نمادها كسب و منتقل مي‌شود و برگيرنده دست يافته ‌هاي مشخص گروه‌هاي انساني و انعكاس آنها در مصنوعات آنهاست، هسته مركزي فرهنگ، انديشه ‌هاي سنتي و ارزش‌هاي همراه آن است، نظام فرهنگ را مي توان از يك زاويه، محصول عمل و از سوي ديگر عناصر مشروط كنند، اعمال انسان تلقي كرد.[7]

اين تعريف از فرهنگ، مورد پذيرش يونسكو قرار گرفته و تعريف فرهنگ در اسناد سازمان های بين‌المللي با اين عبارت آمده است:

فرهنگ كليت تامي از ويژگي هاي معنوي، مادي، فكري و احساسي است كه يك گروه اجتماعي را مشخص مي‌كند، فرهنگ نه تنها هنر و ادبيات را دربر مي‌گيرد، بلكه شامل آئين‌هاي زندگي، حقوق اساسي نوع بشر، نظام هاي ارزشي، سنت‌ها و باورهاست.[8]

تعابير مقام معظم رهبري(حفظه ا...) از فرهنگ نيز با اينگونه تعاريف از فرهنگ قرابت و نزديكي بسيار دارد كه برای آشنايي از ديدگاه هاي معظم له بعضي از آنها ذكر مي‌شود:

«فرهنگ، يعني خلقيات و ذاتيات يک جامعه و بومي يک ملت؛ تفکراتش، ايمانش، آرمان هايش؛ اينها تشکيل دهنده ي مباني فرهنگ يک کشور است؛»[9]

«مراد ما از فرهنگ، همان ذهنيت هاست. هرجا كه من تعبير فرهنگ را به‌كار مى‌برم، مرادم آن معناى عام فرهنگ است؛ يعنى آن ذهنيتهاى حاكم بر وجود انسان كه رفتارهاى او را به سمتى هدايت مى‌كند.»[10]

«فرهنگ، اساس كار ماست. در واقع، فرهنگ با همه شعب آن، يعنى علم و ادبيّات و غيره، روحِ كالبد هر جامعه است. بدون شك، فرهنگ مثل روح است.»[11]

«فرهنگ مثل هواست که انسان وقتی این هوا را استنشاق کرد، با هوایی که استنشاق کرده و با آن جانی که گرفته، می‌تواند دو قدم بردارد و جلو برود؛»[12]

اين نوع تعابير و تعاريفي كه از فرهنگ در نظرات دانشمندان جهان و مقام معظم رهبري بكار برده شده است نشان مي دهد كه فرهنگ را نمي‌توان در عرض اقتصاد، سياست و ساير فعاليت‌هاي انساني قرار داد، بلكه فرهنگ در طول همه فعاليت‌هاي افراد يك جامعه جريان دارد و به همين دليل صاحب‌نظراني كه در سازمان يونسكو براي بررسي نقش فرهنگ در توسعه جوامع قلم زده اند در مباحث كارشناسي خود، براي پايداري طرح هاي توسعه كشورها اعلام كرده اند.

«يك طرح پايدار بايد شامل چهار بخش فعاليت باشد. سياسي، اقتصادي، اجتماعي و محيطي، ميزان اهميت هر بخش از اين فعاليت ها و چگونگي تاثيرشان بر يكديگر به واسطه فرهنگ تعيين مي‌شود، بعد فرهنگي بنيادي است و همه موارد زير نفوذ قرار مي دهد.

-بعد سياسي شامل فرآيند تصميم‌گيري و نهادهاست.

-بعد اقتصادي شامل فعاليتهايي است كه به قصد كسب معاش از محيط انجام مي‌شود.

-بعد اجتماعي، شامل چگونگي آموزش دادن و عمل كردن با يكديگر است.

-بعد محيطي، شامل كليد انواع فعاليت انساني است كه بر محيط فيزيكي موثر است هريك از اين جوانب آشكارا تحت تاثير ابعاد ديگر است. براي مثال تصميم‌هاي سياسي تحت تاثير چگونگي مالكيت ابزارهاي توليد و ايده مردم درباره برابري و عدالت است، چگونگي متجلي شدن اين ابعاد و چگونگي تاثيرشان بر يكديگر فرهنگ مي‌ناميم.»[13]

مشابه اين تعبير را در نحوه حضور و بروز فرهنگ در فعاليت هاي مختلف سياسي، اقتصادي و اجتماعي را مقام معظم رهبري (حفظه‌ا...) در عبارت مشابهي در جمع اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي مطرح مي‌كنند:

«من فرهنگ کشور را در سه عرصه مهم و عام مشاهده می کنم:

اول در عرصه تصمیم های کلان کشور است؛ یعنی فرهنگ به عنوان جهت دهنده به تصمیم های کلان کشور، حتّی تصمیم های اقتصادی، سیاسی، مدیریتی و یا در تولید، نقش دارد.»[14]

و در ادامه با بيان اثرگذاري افعال مختلف انسان ها در فرهنگ و جامعه مي‌فرمايند:

«وقتی ما می خواهیم ساختمان بسازیم و شهرسازی کنیم، در واقع، با این کار، داریم فرهنگی را ترویج یا تولید می کنیم یا اشاعه می دهیم. وقتی تولید اقتصادی هم می کنیم، در واقع، داریم از این طریق، فرهنگی را تولید می کنیم؛ اشاعه می دهیم یا اجرا می کنیم.»[15]

و در همان نشست با توجه به رسالت خاص انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي در ارتقاء فرهنگ جامعه و داده و ستاده كه هر فعاليت انساني با فرهنگ جامعه برقرار مي‌كند. سوال مهمي را مطرح مي كنند و مي‌فرمايند:

«فرهنگی که باید در تولید، خدمات، ساختمان سازی، کشاورزی، صنعت، سیاست خارجی و تصمیمات امنیتی، رعایت شود و حدود را معین و جهت را مشخص کند، چیست؟»[16]

با همين نگاه جامع و بسيار تعيين‌كننده به ماهيت فرهنگ و نقش مهم آن در تحولات جامعه و لزوم ارتقاء مداوم عناصر فرهنگ، اعم از ارتقاء اعتقادات، ارزشها، هنجارها و بهبود الگوهاي رفتاري و اصلاح نمادهاي فرهنگي است كه در سال 1386 در جمع اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، لزوم تدوين «پيوست فرهنگي» براي طرح هاي مهم را مطرح مي كنند و مي‌فرمايند:

«در طرح‌های گوناگونی که در کشور تنظیم می شود ... طرح‌های اقتصادی، طرح‌های پولی و مالی، طرح‌های عمرانی حتما یک پیوست فرهنگی داشته باشید که آن پیوست فرهنگی مصوبه آن شوراست. البته همه ملزم باشند که به آن پیوست فرهنگی توجه کرده و آن را لازم الاجرا بشمارند.»[17]

اين دستور معظم له در سال 92 با اين عبارات خطاب به اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي مجدداً مورد تاكيد قرار گرفته است:

«لكن اهتمام ويژه‌ى شما را در برجسته كردن اين موضوع مي طلبيم. چون شما هرجا هستيد، بحمدالله همه‌تان جايگاهى براى گفتن و تأثيرگذارى داريد و منبرهايى در اختيار شما هست؛ از اينها استفاده كنيد براى اينكه در جامعه و در چشم نخبگان كشور مسئله‌ى فرهنگ را در جايگاه واقعى و شايسته‌ى خود بنشانيد؛ اين خيلى مهم است. فرهنگ هويّت يك ملّت است. ارزشهاى فرهنگى روح و معناى حقيقى يك ملّت است. همه چيز مترتّب بر فرهنگ است. فرهنگ حاشيه و ذيلِ اقتصاد نيست، حاشيه و ذيلِ سياست نيست، اقتصاد و سياست حاشيه و ذيل بر فرهنگند؛ به اين بايد توجّه كرد. نميتوانيم فرهنگ را از عرصه‌هاى ديگر منفك كنيم؛ همين‌طور كه اشاره كردند،¯ [اينكه‌] ما گفتيم مسائل اقتصادى و مسائل گوناگون مهم پيوست فرهنگى داشته باشد، معناى آن همين است؛ معناى آن اين است كه يك حركت اساسى كه در زمينه‌ى اقتصاد، در زمينه‌ى سياست، در زمينه‌ى سازندگى، در زمينه‌ى فنّاورى، توليد، پيشرفت علم ميخواهيم انجام بدهيم، ملتفت لوازم فرهنگى آن باشيم. گاهى اوقات انسان در يك كارى وارد ميشود، يك كار اقتصادى انجام ميدهد، [امّا] لوازم آن و تبعات فرهنگى آن را توجّه ندارد.»[18]

از آنجا که طرح های تحقیقاتی کاربردی در حوزه رابطه فرهنگ با اقتصاد مقاومتی می تواند در چارچوب پیوست فرهنگی برای اجزاء و مجموعه اقدامات اجرایی این سیاست دنبال شود و با توجه به اینکه وجود سیاست کلی اقتصاد مقاومتی نیز به صورت مستقل می تواند شامل طرح پیوست نگاری فرهنگی بشود، از این روی، به نظر می رسد توضیحاتی اجمالی در رابطه با چیستی پیوست فرهنگی می تواند به عنوان مقدمه برای ورود در بحث مفید باشد.

چيستي پيوست فرهنگي

در نقشه مهندسي فرهنگي تعريف زير در رابطه با پيوست فرهنگي به تصويب اعضاي شوراي عالي انقلاب رسيده و تا اندازه ای چيستي پیوست فرهنگي را توضيح مي‌دهد:

«سندي است مشتمل بر مطالعات كارشناسي، مبين پيش‌بيني پي‌آمدهاي فرهنگي و اعمال الزامات و استانداردهاي مربوط در هر نوع طرح، تصميم و اقدام كلان فرهنگي، اجتماعي، سياسي، اقتصادي، حقوقي و قضايي متناسب با مقتضیات شرايط جامعه در چارچوب نقشه مهندسي فرهنگي كشور.»[19]

حذف پيامدهاي مخرب

الگوي عمومي كه براي تنظيم سند پيوست فرهنگي مدنظر قرار گرفته و پيشنهاد شده است. با توجه به مباني نقشه مهندسي فرهنگي مبتني بر این پيش فرض است كه هر سياست، طرح، فعاليت در هر حوزه اجتماعي از يك سو، تحت تاثير فرهنگ جامعه و از سوي ديگر بر تحولات فرهنگي جامعه تاثير مي‌گذارد و اگر بخواهيم نقش آن سياست، طرح و فعاليت را در پيشرفت كشور ارتقا ببخشيم همانطور كه بايد تلاش كنيم از فرصت‌هاي فرهنگي جامعه حداكثر استفاده را در افزايش بهره وري، كاهش هزينه‌ها و اثربخش نمودن آن اقدام خاص را دنبال نماييم، همانطور هم بايد با شناخت از فرهنگ مطلوب مورد نظر تلاش كنيم، آثار مثبت فرهنگي آن فعاليت را افزايش دهیم پي‌آمدهاي مخرب احتمالي آن را حذف يا جبران نمائيم و مطابق با الگوي مفهومي زير، اجزا سند مطالعاتي را تكميل نمائيم.

سیاست، طرح و فعالیت برای حل یک مسئله اجتماعی و پاسخ به یک نیاز

فرهنگ مطلوب

فرهنگ موجود

استفاده از فرصت ها

حذف موانع فرهنگی

افزایش آثار مثبت

حذف پیامدهای مخرب


بدين ترتيب با شناخت اجمالي از تعامل اقتصاد مقاومتي با فرهنگ جامعه و چيستي پيوست فرهنگي مي‌توان گفت: پيوست فرهنگي براي اقتصاد مقاومتي پاسخ به سوالات محوري زير است:

در مرحله شناخت:

1-چه فرصت هايي در فرهنگ موجود جامعه (اعتقادات، ارزش ها، الگوهای رفتاری و نمادها) مي تواند در خدمت تحقق اقتصاد مقاومتي قرار گيرد؟

2-چه موانع و محدوديت هايي فرهنگی در مسير تحقق اقتصاد مقاومتي مي تواند وجود داشته باشد؟

3-با اجراي موفق اقتصاد مقاومتي چه تحولات مثبتي در فرهنگ جامعه رخ خواهد داد؟

4-چه پي‌آمدهاي مخرب فرهنگي مي تواند از اجراي سياست ها و اقدامات اجرايي اقتصاد مقاومتي وارد فرهنگ جامعه شود؟

در مرحله راه حل يابي:

1-با چه اقداماتي مي توان از فرصت هاي فرهنگي جامعه حداكثر استفاده را به عمل آورد؟

2-با چه اقداماتي مي توان موانع فرهنگي را حذف كرد و محدوديت‌هاي فرهنگي را مراعات نمود؟

3-چگونه مي‌توان آثار مثبت فرهنگي اجراي سياست اقتصاد مقاومتي را افزايش داد؟

4-چگونه مي‌توان پیامدهاي مخرب فرهنگي (احتمالي) از اجراي اقتصاد مقاومتي را حذف و جبران نمود؟

پيش‌نيازهاي پيوست‌نگاري فرهنگي

پيوست‌نگاري فرهنگي يك فعاليت علمي ميان رشته اي است كه بسته به موضوع محوري، بايد از تخصص هاي مختلف بهره گرفت، براي مثال براي تدوين پيوست فرهنگي اقتصاد مقاومتي، حضور تخصص هاي زير ضرورت دارد:

1-عالمان دين‌شناس مسلط به مباني اقتصاد اسلامي، حكومت اسلامي

2-اساتيد مسلط به نظريه‌هاي علمي اقتصاد خرد و كلان، اقتصاد توسعه و اقتصاد بين‌الملل

3-اساتيد مسلط به شرايط اقتصادي، جغرافيايي و اقتصاد ايران، مديريت دولتي و ساختارهای بوروكراتيك كشور

4-اساتيد مسلط به مباني نظري فرهنگ و داراي شناخت از شرايط فرهنگي كشور

5-اساتيد مسلط به نظريه هاي فرهنگ توسعه و توسعه فرهنگي

6-اساتيد مسلط به كاركردهاي فرهنگي سازمان‌هاي فرهنگی، آموزشي و رسانه‌هاي جمعي به عنوان ساختارهای اصلی فرهنگ ساز جامعه

7-اساتيد مسلط به جامعه‌شناسي و روانشناسي خانواده برای تجزیه و تحلیل رفتارهای فرهنگی و اقتصادی خانواده ها

8-اساتيد داراي شناخت به مفاهيمي چون سياست‌گزاري، برنامه‌ريزي، بودجه‌ريزي و...

با دعوت از چنين مجموعه ای به عنوان هسته مركزي علمي و فكري، بنظر نويسنده، قدمهاي زير، گام هاي اصلي دستيابي به سند پيوست فرهنگي است.

قدم اول: دست‌يابي به مجموعه سياست‌هاي اجرايي مورد نياز در حوزه اقتصاد براي تحقق اين سياست كلي يعني شكل گيري اقتصاد مقاومتي

قدم دوم: دستیابی به مجموعه سیاست هایی که باید در حوزه مسائل سیاسی و اجتماعی جامعه محقق شود تا اقتصاد مقاومتی استقرار یابد.

قدم سوم: دست‌يابي به مجموعه تحولات و سياست‌هائي كه بايد در فرهنگ جامعه براي تحقق سياست‌ها و اقدامات بنيادين اقتصادي، سياسي، اجتماعي دنبال شود تا تغييرات فرهنگي جامعه پيشبرنده و تقويت‌كننده اقتصاد مقاومتي گردد.

سیاست ها و خط مشی های فرهنگی فرهنگی

اقتصاد مقاومتی

سیاست ها و خط مشی های اقتصادی

سیاست ها و خط مشی های اجتماعی

اعمال مدیریت راهبردی فرهنگی، سیاسی و اقتصادی برای تحقق اقتصاد مقاومتی

نکته قابل تعمق اینکه بواسطه تأثیرات متقابل این سیاست ها و راهکارها بر یکدیگر، مطالعات مربوط به هر عرصه باید همزمان با مطالعه تعامل سایر مطالعات در عرصه های دیگر صورت گیرد و گروه کوچک تری باید این تعامل و رفت و برگشت ها را در قالب یک نظام واره، مطالعه و مدیریت نماید.

از آنجا که هدف این مقاله، اثبات ضرورت اعمال این مدیریت راهبردی چند وجهی با رویکرد فرهنگی است تا چگونگی تحقق رهنمود رهبری دائر بر اقتصاد و سیاست ذیل فرهنگ مورد توجه قرار گیرد، در ادامه مطالب تلاش شده است تعامل فرهنگ و اقتصاد و تعامل فرهنگ با فعالیت های اجتماعی با هدف تحقق اقتصاد مقاومتی توضیح داده شده شود:

تعامل اقتصاد با فرهنگ و مسائل اجتماعی

برای مراعات اختصار در طرح مباحث نظری و به منظور شناخت تأثیرات متقابل فرهنگ و اقتصاد، عرصه های این تعامل در یک الگوی مفهومی کلی به شکل زیر توضیح داده می شود:

بستر فرهنگی برای تحقق عوامل پشتیبانی کننده از پویایی یک نظام اقتصادی

بستر فرهنگی برای تحقق فرایند رشد اقتصادی

اگر در جامعه ای بخواهد رشد اقتصادی بصورت مستمر و درون زا تداوم پیدا کند و آسیب پذیری آن از عوامل خارجی به حداقل برسد، لازم است دو رابطه کلی از فرهنگ و اقتصاد شناسایی و همراه با اعمال اصلاحات اقتصادی، این دو رابطه تقویت کننده و زمینه ساز رشد اقتصادی شود.

رابطه اول: اصلاح و همراه سازی بستر فرهنگی جامعه برای تداوم فرایند اصلی رشد اقتصادی

رابطه دوم: اصلاح و همراه سازی بستر فرهنگی جامعه برای کیفیت بخشی به خدمات اجتماعی و سیاسی پشتیبانی کننده رشد اقتصادی است.

بواسطه اهمیت این بحث، در رابطه با هر کدام توضیحاتی مختصر ارائه می شود.

1. بستر فرهنگی لازم برای تدوام فرایند اصلی رشد اقتصادی

رونق و تداوم رشد اقتصادی در هر جامعه ای مستلزم کاهش مصرف، افزایش پس انداز، مشارکت سازنده پس اندازکنندگان در سرمایه گذاری منجر به افزایش تولید، افزایش صادرات بخشی از کالاها و خدمات مازاد، مدیریت واردات برای حمایت از تولید داخلی است.

ممکن است کارشناسان اقتصادی که شناخت کافی از سایر ابعاد سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه ندارند بنظرشان برسد که در همه این موارد باید اجازه دهیم سازوکار بازار با تعیین سود بیشتر در هر مرحله، این فرایند را اصلاح نماید و مدعی شوند که می توان با آموزه های علم اقتصاد، این فرایند را اصلاح نمود.

لیکن درک صحیح از سایر ساختارهای اجتماعی به ما نشان می دهد، همانطور که مقام معظم رهبری فرمودند «در کشور ما بدون رشد فرهنگی، رشد اقتصادی غیر ممکن است و اگر بشود غیر مفید خواهد بود[20]» در توضیح اجمالی این موضوع می توان گفت اگر چند عامل و متغیر مداخله گر در این فرایند مدنظر قرار گیرد، اهمیت و ضرورت بسترسازی فرهنگی در کنار اصلاح سازوکارهای اقتصادی قابل درک می شود.

متغیر اول: تأکید بر تحقق عدالت در سرزمینی که بسیاری از منابع طبیعی آن استقراری نامتوازن دارد و اگر دولت در توزیع مجدد درآمدها مداخله نکند، بسیاری از نقاط جغرافیایی کشور خالی از سکنه خواهد شد.

متغیر دوم: وجود رقبای قدرتمند خارجی برای عرضه کالای باکیفیت تر و ارزان تر از تولید داخلی

متغیر سوم: وجود یک فرهنگ اقتصادی تخریب شده از مداخلات غلط دولت در صد سال اخیر

متغیر چهارم: ورود درآمدهای نفتی در روابط اقتصادی جامعه، که آثار گسترده آن در الگوهای مصرفی جامعه و پایین بودن شاخص های بهره وری مشهود است؛ برای مثال:

- میزان مصرف انرژی به ازاء هر واحد تولید ناخالص داخلی معدل 2/5-3 برابر مقداری است که در کشورهای صنعتی و در حال توسعه مصرف می کنند.

- به ازاء هر متر مربع ساخت مسکن 2/6 برابر مصرف متوسط کشورهای صنعتی انرژی مصرف می شود.

- سرانه مصرف برق در ایران 3 برابر میانگین جهانی است؛ 900 کیلو وات در مقابل 2900 کیلو وات

- در حالی که در بخش کشاورزی 92 درصد آب شیرین داخل کشور مصرف می شود، بهره وری از آن 30 الی 35 درصد تخمین زده می شود.[21]

- وزیر نیرو در تاریخ 8/2/92 در مصاحبه با واحد خبر صدا و سیما اعلام می کند در سال 90 شاخص شدت مصرف انرژی در ایران 9/6 بوده است که 9 برابر ژاپن و نروژ، 7 برابر کشورهای نوظهور OECP و 5 برابر ترکیه و 3 برابر عربستان و 4 برابر متوسط شاخص مصرف انرژی در دنیاست.[22]

همانطور که ملاحظه می شود ما در اولین قدم دستیابی به یک اقتصاد مقاوم با معضل بزرگ مصرف گرایی روبرو هستیم که بدون هماهنگ سازی اقدامات اقتصادی با اقدامات فرهنگی امکان اصلاح آن وجود ندارد.

متغیر پنجم: ضرورت ملاحظات سیاسی مقطعی و کوتاه مدت برای مدیریت عمومی جامعه، توضیح بیشتر اینکه، وقتی یک نظام سیاسی مردم سالار هر دو سال یکبار یک انتخابات عمومی فراگیر دارد و حضور حداکثری مردم در آن برای ادامه حیات نظام و حفظ منافع سیاسی آن در سطح منطقه و جهان ضرورت پیدا می کند، طبیعی است که دولتمردان ناچار شوند برای حفظ توازن سیاسی جامعه و کاهش مداخلات دشمنان جامعه برای بهره گیری از گسست های فرهنگی و سیاسی اجتماعی، از طریق اقدامات اقتصادی و مداخلات دولت در تخصیص منابع، بخش زیادی از این چالش ها را آرام سازند.

متغیر ششم: وجود انواع بازارهای جاذب سرمایه انسانی، سرمایه مالی و عرضه کننده کالا و خدمات در کشورهای توسعه یافته در شرایط کم رنگ شدن حضور دولت ها، متأثر از فرایندهای جهانی شدن و ضرورت تعامل با این بازارها برای کسب علم، تجربه و فن آوری

همه این موارد و البته تجربه های بسیاری از کشورهای جهان، بویژه کشورهایی که توانسته اند با اتخاذ سیاست های صحیح، گام های پیشرفت را با سرعت بردارند نشان می دهد، بهره گیری صحیح از متغیرهای فرهنگی یعنی استفاده از ذخایر اعتقادی، ارزش های مورد پذیرش اکثریت مردم، اصلاح الگوهای رفتاری پایدار که از عناصر اصلی هر فرهنگ است برای پویاسازی و اصلاح این فرایند اصلی اجتناب ناپذیر است.

حلقه تولید ثروت در یک جامعه

بستر فرهنگی متناسب

کاهش مصرف

افزایش پس انداز

سرمایه گذاری در تولید

صدور کالا و خدمات مازاد

مدیریت واردات کالا و خدمات


2. آماده سازی بستر فرهنگی برای شکل گیری خدمات اجتماعی و سیاسی حمایت کننده از اقتصاد

علاوه بر ضرورت مدیریت متغیرهای فرهنگی جامعه برای رفع موانع هر یک از مراحل فرایند رشد مستمر اقتصادی، جوامع در حال توسعه نیازمند آماده سازی بستر فرهنگی جامعه برای یک سلسله خدمات اجتماعی و سیاسی به منظور پشتیبانی از این فرایند می باشد، این عوامل را در ادبیات مربوط به «اقتصاد توسعه» به تفضیل اشاره کرده اند»، که البته می توان مجموعه مباحث را در چند عنوان کلی زیر ملاحظه کرد که عبارت است از لزوم:

1- رشد علم و فن آوری

2- رشد مستمر سرمایه اجتماعی

3- رشد امنیت و احساس امنیت اجتماعی

4- افزایش ظرفیت های مدیریتی و توان سازماندهی

ت

مصرف

پس ااانداز

سرمایه گذاری

تولید

توزیع

فرهنگ عمومی

مدیریت و برنامه ریزی

نهادسازی و سازماندهی

امنیت اجتماعی

سرمایه اجتماعی

رشد علمی و فناوری

فرهنگ عمومی

فرهنگ عمومی

فرهنگ عمومی

 

فرهنگ عمومی

 

فرهنگ عمومی

 

با مطالعه پیرامون چگونگی زمینه سازی تقویت هر یک از این عوامل، مجدداً به تأثیر متغیرهای فرهنگی مرتبط با این عوامل برخورد می کنیم، که لازم است برای شناخت دقیق تر پیرامون هر یک توضیحاتی داده شود. نمودار مفهومی زیر کلیت این ارتباط را توضیح می دهد.


1. پیشرفت مستمر رشد علمی و فناوری

سرعت رشد علمي و تبديل اين علم به فن‌آوري‌هاي جديد بواسطه نقشی که در افزایش تولید کالا و خدمات و کیفیت آنها دارد، یكي از عوامل بسيار موثر در ميزان رشد اقتصادي كشورهاست. اگر در اين رابطه به عمق روابط بين كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه توجه شود، ملاحظه شود كه آنها سالهاي متمادي است كه از ضعف های ساختارهاي داخلي كشورهاي در حال توسعه استفاده كرده و از يكسو با جذب استعدادهاي درخشان اين جوامع و بكارگيري آنها در توليد فن‌آوري‌هاي نوين اقدام مي‌كنند و از سوي ديگر با فروش محصولات حاصل از اين فن‌آوري‌ها، بخش عظيمي از درآمدهاي حاصل از فروش محصولات خام اين كشورها را به كشورهاي توسعه يافته باز مي‌گردانند و از اين طريق روز به روز به فاصله فقر و غني بين اين دو طيف از کشورها مي افزايند.

 

کشورهای در حال توسعه

کشورهای پیشرفته

جذب استعدادهای درخشان انسانی

فروش محصولات با فن آوری برتر

انتقال درآمدهاي حاصل از فروش مواد اوليه

از طریق ایجاد تنش، ناامنی و عدم ثبات سیاسی در کشورهای در حال توسعه


حال با توجه به وجود اينگونه سازوكارها در روابط بين‌الملل و همينطور مطالعه در روابط داخلي جامعه از جهت ميزان حضور انديشمندان و فن‌آوران در عرصه‌هاي اقتصادي كشور، تاثيرات متنوع فرهنگ جامعه را در کندی یا سرعت پيشرفت علمي كشور و بدنبال آن حضور اين علم در خلق فن‌آوري‌هاي نرم و سخت جامعه مورد مطالعه قرار داد. به عبارت ديگر اگر قرار است در تحقق اقتصاد مقاومتي تسريع شود، يكي از گام هاي اجتناب‌ناپذير آن، داشتن برنامه‌هایي برای اصلاح انواع موانع فرهنگی در عرصه رشد علمی جامعه و چگونگی تبدیل علم به فن آوری های سخت و نرم مورد نیاز این مقطع از تحولات کشور است. کافی است، مروری داشته باشیم به روحیه گسترده مدرک گرایی به جای طلب علم، یا توجه داشته باشیم به آسیب های فرهنگی موجود مؤثر بر هدایت غلط استعدادهای برجسته کشور به عرصه هایی که در کشور مازاد داریم و یا توجه کنیم به روحیه مسلط واسطه گری در اقتصاد برای کسب درآمد آسان در شهرها و پشت میزنشینی عمیق در میان نسل جوان تحصیل کرده و غیره تا اهمیت تلاش فرهنگ سازی در این عرصه ها مشخص شود.

2. سرمایه اجتماعی

سرمايه اجتماعي از مفاهيم نويني است كه امروزه در بررسي هاي اقتصادي و اجتماعي جوامع مدرن مورد توجه قرار گرفته است و افرادي مثل (توكوبل، بورديو، كلمن، پاتنام و...) در تاليفات خود به آن پرداخته‌اند.

«پاتنام محور اصلي در بحث سرمايه اجتماعي را ارزش های حاصله از شبکه‌های اجتماعی می‌داند. اين ارزشها جمعي است، مردم با آن آشنا هستند و تمايل دارند در روابط اجتماعي آنها را به ظهور رسانده، و در تعاملات آنها را بكار گرفته، سرمايه اجتماعي فقط شامل احساسات گرم و عاطفي نيست، بلكه گستره وسيعي از اختيارات خاص كيفي را شامل مي‌شود، كنش متقابل، اطلاع يابي و تعاون مي‌تواند از محصولات ارتباطات اجتماعي باشد.»[23]

تجارب بانك جهاني نشان داده است كه سرمايه اجتماعي تاثير قابل توجهي را بر اقتصاد و توسعه كشورهاي مختلف دارد، افزايش آن موجب پايين آمدن جدي سطح هزينه هاي اداره جامعه و نيز هزينه هاي عملياتي سازمان ها مي گردد.[24]

با اين توضيح اجمالي مي توان اين سوالات را مطرح كرد كه روند تغييرات سرمايه اجتماعي ما چه مسيري را طي مي‌كند؟ و تحولات فرهنگي كشور چه تاثيري روي روند آن دارد؟ و از رهگذر رشد سرمايه اجتماعي چه تاثيري بر سرعت تحقق اقتصاد مقاومتي خواهيم گذاشت؟

3. امنیت اجتماعی

یکی از عوامل مؤثر در رشد سرمایه اجتماعی و همچنین توسعه اقتصادی جوامع، امنیت اجتماعی و احساس امنیت اجتماعی است. در تعریف چیستی امنیت اجتماعی نظرات متنوعی وجود دارد. بعضی امنیت را به صورت سلبی معنا می کنند و می گویند:

امنیت در معنای عینی، نبود تهدید در برابر ارزش های کسب شده را مشخص کرده و در معنای ذهنی، فقدان ترس و وحشت از جمله علیه ارزش ها را معین می کند[25].

و بعضی بصورت اثباتی و ایجابی مطرح کرده اند، از جمله این تعریف که امنیت عبارت است از توانایی در حفظ ارزش ها و ثروت ها در برابر تهدید[26].

در توضیح عوامل مؤثر در امنیت اجتماعی آن را به دو بخش احساس آرامش و امنیت درونی در افراد و احساس امنیت بیرونی تقسیم بندی کرده اند و در توضیح نقش اعتقادات دینی در ایجاد امنیت درونی تأکید خاصی شده است. اگر چه وقتی از عوامل مؤثر در احساس امنیت بیرونی در سطح جامعه سخن گفته می شود و بر عملکرد دولت ها و قوه قضائیه تأکید می شود، باز هم در اینجا به مسئله نقش دین و فرهنگ در تغییرات مربوط به این متغیر اجتماعی می رسیم.

علی ایحال، این توضیح مختصر، برای جلب توجه خواننده محترم به رابطه فرهنگ جامعه با مقوله ای به نام امنیت اجتماعی بود تا یکی دیگر از ابعاد رابطه فرهنگ با توسعه اقتصادی معرفی شود.

4. ظرفیت های مدیریتی در بدنه جامعه

منظور از ظرفیت های مدیریتی در بدنه جامعه، نوعی توانمندی برای بهره گیری از توانمندی های نیروی انسانی است در همه سطوح مدیریتی اعم از بخش خصوصی و دولتی که طبعاً وقتی ارزشمند خواهد بود که بتواند منافع افراد، سازمان ها و جامعه را در یک راستا قرار دهد. نکته بسیار مهمی که در اکثریت موارد بدان بی توجهی می شود، تصمیم گیری بهینه در نظام مدیریتی جامعه است. تصمیمی می تواند بیشترین نقش را در پیشرفت جامعه داشته باشد که در عین بیشترین اثربخشی، کمترین هزینه را برای جامعه داشته باشد. بدان معنا که اگر در حوزه فعالیت های اقتصادی صورت می گیرد آسیبی به فرهنگ، محیط زیست، مسائل اجتماعی و اهداف سیاسی وارد نکند و همین طور اگر برای اصلاح فرهنگ جامعه اتخاذ می شود، زمینه ساز بهبود شرایط اقتصادی، سیاسی و اجتماعی گردد.

بدیهی است شکل گیری چنین نظام تصمیم گیری در مجموعه نظام مدیریت یک جامعه است که می تواند پیشرفت متوازن، همه جانبه و درون زا را در بر داشته باشد و مبنایی برای شکل گیری اقتصاد مقاومتی شود.

با درک این الگوی عقلانی از مدل مدیریتی مناسب برای جامعه اسلامی ایران است که می توان به فهرستی طولانی از ضعف های فرهنگی مؤثر در این متغیر مؤثر در پیشرفت عمومی کشور دست یافت.

برای مثال: در این الگوی مدیریتی احساس نیاز به داشتن دانش کافی برای استفاده از انواع تخصص ها در یک تصمیم گیری مدیریتی، یک ضرورت است، اما اگر فرهنگ عمومی جامعه چنین مدیری را ناکارامد تلقی کند و تصمیم گیری فوری و قاطع را از ویژگی های یک مدیر خوب بداند، طبیعی است که با چنین فرهنگی این گونه مدیریت ها شکل نخواهد گرفت. یا اگر در جامعه ای تملق و چاپلوسی فضای حاکم پیرامون مدیران باشد، نه تنها این احساس نیاز به کاربرد انواع تخصص های اصلاح کننده تصمیمات شکل نخواهد گرفت، که امر بر بسیاری از مدیران مشتبه خواهد شد و رأساً دانش محدود خویش را مبنای همه تصمیمات خواهند کرد.

5. ظرفیت مدیریت راهبردی و سازماندهی کلان امور جامعه

علاوه بر امور سابق الذکر، یک از عوامل بسیار مؤثر در سرعت پیشرفت اقتصادی جوامع، ظرفیت های اعتقادی، انگیزشی، علمی و تجربی مدیران ارشد و راهبردی و قدرت و سازماندهی امور جامعه است. بدیهی است که ظرفیت ها و نواقص موجود در فرهنگ هر جامعه در شکل گیری این عامل نقش بسیار مهمی ایفا می کند. همانطور که تحولات فرهنگی جامعه تحت تأثیر ظرفیت های مدیریتی یک جامعه است و ما در این مسئله با یک مثلث سه وجهی از تعامل متقابل روبرو هستیم.

ظرفیت مدیریت و سازماندهی امور جامعه

فرهنگ جامعه

پیشرفت اقتصادی


آنجا که بحث از تأثیر فرهنگ در شکل گیری ظرفیت های مدیریت راهبردی یک جامعه است، عواملی چون میزان وجود نگرش علمی در قضاوت های مردمی، خودباوری مردم، قانون گرایی، انتظارات از دولت و مباحثی از این دست نقش آفرینی می کند و موجب می شود در جریان مردم سالاری مدیرانی با کفایت به مصدر مسئولیت ها برسند و بتوانند مطابق انتظار نظام مقدس جمهوری اسلامی به نحوی زمینه پیشرفت اقتصادی را فراهم کنند که آسیبی به ارزش های فرهنگی جامعه وارد نشود، یا بر عکس، مدیرانی را انتخاب نمایند که برای جلب آراء، بسیاری از ارزش های اعتقادی و اخلاقی را قربانی کنند.

موضوع تقویت ظرفیت های مدیریتی و قدرت سازماندهی امور جامعه در کشور ما باید با توجه به چند پیش فرض مهم زیر مورد توجه قرار گیرد:

1. کشور ما از جهت توزیع منابع طبیعی بسیار نامتوازن است.

2. بخش مهمی از تحقق آرمان های جامعه ما نیازمند تبدیل شدن آنها به یک مطالبه نخبگانی است.

3. شرایط جهانی و ابعاد دشمنی ها با نظام اسلامی بسیار متنوع و گسترده است.

4. تصمیمات مدیریتی باید به سمت همه جانبه نگری میل کند.

5. تصمیماتی که در هر دولتی گرفته می شود تا اندازه زیادی مسیر اقدامات دولت های بعدی را رقم می زند.

6. در شرایط موجود، مشکلات فرهنگی نقش تعیین کننده ای در شکل گیری معضلات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی دارد.

با پذیرش این پیش فرض ها مشخص می شود که جامعه ما نیازمند اعمال مدیریت بر اساس برنامه جامعی است که در یک بستر فرهنگی کارآمد تبدیل به یک مطالبه عمومی نخبگانی شود و تغییر در دولت ها نتواند تغییرات زیادی در آن بدهد، بلکه تغییرات حاصل پیشرفت های علمی و برآیند یافته های جدید نخبگان کشور باشد. روشن است که برای دستیابی به چنین برنامه ای و بسترسازی فرهنگی برای اجرای آن، باید نهادسازی مناسبی صورت گیرد. این در حالی است که بواسطه مجموعه معضلات فرهنگی کشور و پیوند آن با عالم سیاست، ما دچار عقب کرد مدیریتی هستیم و به جای آسیب شناسی از نهاد برنامه ریزی کشور و اصلاح، آن را منحل کرده و تصمیم گیری بخشی را جایگزین آن می سازیم تا هر وزارتخانه متأثر از مصالح خویش و بسته به قدرت و نفوذی که دارد، بدون توجه به پیامدهای فرهنگی، سیاسی و اقتصادی در طرح ها و سیاست های خود تصمیم گیری نماید.

نتیجه گیری

همانطور که ملاحظه شد نظام اعتقادات، ارزش ها، هنجارها، الگوهای رفتاری و نمادهای تشکیل دهنده فرهنگ هر جامعه در تمامی متغیرهای مؤثر در تحولات اقتصادی جامعه نقش آفرینی می کند و شاید تعبیر زیبای رهبری که «فرهنگ همچون هوا همه جا هست[27]» رساترین تعبیر در رساندن این معنا باشد و شاید بواسطه توجه به گستردگی ابعاد و تأثیرات فرهنگ است که معظم له در ادامه همین تعبیر می فرمایند «خیلی از مشکلات جامعه ما با فرهنگ سازی حل می شود.[28]» و یا می فرمایند «پیشرفت اقتصادی بدون پیشرفت فرهنگی غیر ممکن است و اگر امکان پذیر باشد نامطلوب است.[29]»

اینکه در در شرایط موجود کشور عوامل مثبت و سازنده و پیش برنده فرهنگی برای اقتصاد مقاومتی و زمینه های سیاسی و اجتماعی آن چیست و چگونه می توان آن را افزایش داد و موانع فرهنگی کدام است و چگونه می توان آن را کاهش داد؟ موضوعی است که به دلیل گستردگی آن، نیازمند سازماندهی یک نظام مطالعات و مدیریت فرهنگی در کنار نظام مدیریت تصمیم گیری برای استقرار اقتصاد مقاومتی است. در این نظام مطالعات و مدیریت فرهنگی در سه سرفصل مرتبط با هم را می توان مطرح کرد:

1. مجموعه اقداماتی که برای همراه سازی افکار عمومی برای حمایت از سیاست ها و اقدامات تحقق بخش اقتصاد مقاومتی لازم است

2. شناسایی عوامل مثبت و منفی موجود در فرهنگ عمومی جامعه و به دنبال آن، پیش بینی راه کارهایی برای تقویت عوامل مثبت و پیش بینی تمهیداتی برای کاهش عوامل بازدارنده و اعمال آن

3. پیوست نگاری فرهنگی برای تک تک سیاست ها، طرح ها و اقدامات سازمان یافته در چارچوب اقتصاد مقاومتی

در مجموعه اقدامات همراه سازی افکار عمومی باید با زبانی ساده و با بهره گیری از انواع ابزارهای هنری، قشرهای مختلف جامعه را با فلسفه وجودی و ضرورت های اقتصاد مقاومتی آشنا کرد و مردم را برای پذیرش لوازم آن آماده نمود.

در محور شناسایی متغیرهای موجود در فرهنگ عمومی که می توان پیشبرنده یا مانع آفرین باشد، مباحثی چون مبارزه با روحیه غرب زدگی، مبارزه با مصرف گرایی افراطی، مبارزه با قانون شکنی، مبارزه با فساد اقتصادی و ... مورد توجه قرار می گیرد و با برنامه ریزی جامع از همه ظرفیت های آموزش و پرورش، آموزش عالی، رسانه ملی، مطبوعات و شبکه تبلیغ دینی کشور برای این منظور استفاده می شود.

در فرایند پیوست نگاری فرهنگی بطور مشخص تر در کنار هر یک از سیاست ها، طرح ها و اقدامات مشخصی که در حوزه اقدامات اقتصادی صورت می گیرد، فرایند پیوست نگاری دنبال می شود. برای مثال اگر تلاش سازمان یافته برای تشکیل شرکت های دانش بنیان یکی از اقدامات کلیدی در اقتصاد مقاومتی است، بطور خاص باید فرصت های فرهنگی موجود در نظام فکری، اعتقادی اعضاء مورد بررسی قرار گیرد و از آنها استفاده شود و اگر موانع فرهنگی مشاهده می شود برای رفع آن اقداماتی صورت گیرد، همانطور که باید آثار و پیامدهای مثبت فرهنگی این اقدام را شناسایی و با تبیین و انتشار آن به عنوان ابزاری برای تشویق دیگران از آن بهره گرفت.

همانطور که ملاحظه می گردد این سه مجموع اقدام نقشی هم افزا و حمایت کننده از یکدیگر را دارند و می تواند به عنوان تضمینی، استمرار حمایت از طرح ها و اقدامات مربوط به اقتصاد مقاومتی را زنده نگه دارد.

اقدامات فرهنگی برای آماده سازی فرهنگ عمومی

پیوست نگاری فرهنگی

آماده سازی افکار عمومی برای حمایت از اقتصاد مقاومتی


.

حسن بنیانیان

منابع:



[1] . بیانات رهبری در دیدار با جمعی از دانشجویان کشور 16/6/89

[2] افروغ، عماد، جشم‌انداز نظري به تحليل طبقاتي و توسعه، تهران، نشر فرهنگ و دانش 1379

[3] مطهري، مرتضي، آينده انقلاب اسلامي تهران، انتشارات صدرا ص76

[4] Malinowski

[5] مالينوفسكي، برانيسلاو، نظريه‌هاي علمي درباره فرهنگ، ترچمه منوچهر فرهمند، دفتر پژوهش هاي فرهنگي (1383)

[6] Kroeber

[7] به نقل از اجلالي، پرويز، سياست‌گذاري و برنامه‌ريزي فرهنگي در ايران، نشر ؟، تهران (1379)

[8] فرهنگ و توسعه، انتشارات يونسكو، ترجمه نعمت‌ا... فاضلي، محمد فاضلي، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد (1376)

[9] بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى (حفظه‌ا...) در ديدار وزير علوم و رؤساى دانشگاه ها (17/۱۰/83)

[10] بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى (حفظه‌ا...) در ديدار با اعضاى شوراى عالى انقلاب فرهنگى (24/۰۹/78)

[11] بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى (حفظه‌ا...) در ديدار اعضاى انجمن اهل قلم (8/۱۱/81)

[12] بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى (حفظه‌ا...) در ديدار رئيس جمهور و اعضاى هيأت دولت به مناسبت هفته دولت (4/۰۶/86)

[13] يونسكو، راهبردهاي علمي توسعه فرهنگي، ترجمه محمد فاضلي، تهران نشر تبيان

[14] بیانات رهبر معظم انقلاب (حفظه ا...) در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، 26/9/1381.

[15] همان

[16] همان

[17] بیانات رهبر معظم انقلاب (حفظه ا...) در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، 17/9/1386

[18] بیانات رهبر معظم انقلاب (حفظه ا...) در ديدار اعضای شوراى عالى انقلاب فرهنگى (19/۰۹/92)

¯منظور ریاست محترم جمهوری است

[19] تعاريف مندرج در بخش كليات سند مهندسي فرهنگي مصوب 19/12/91 شوراي عالي انقلاب فرهنگي

[20] . بیانات در جمع کارکنان شرکت مپنا (10/2/93)

[21] . تحلیلی بر شاخص های اصلاح الگوی مصرف در ایران، علی شاه حسینی و زهرا رضی، نشریه پژوهشنامه

[22] . واحد مرکزی خبر 8/2/92

[23] ريندز، جورج، نظريه هاي جامعه شناسي، ترجمه محسن ثلاثي، نشر علمي، تهران، چاپ هشتم

[24] موسوي، ميرطاهر، مشاركت اجتماعي يكي از مولفه هاي سرمايه اجتماعي، فصل‌نامه علمي، پژوهشي رفاه اجتماعي 1386 سال ششم

[25] .See Armold Welters, National Security as am ambiguous Syimbol, Political Secince Quarterity (No. 67, 1952)

[26] . جاسمی، بهرام و محمد، فرهنگ علوم سیاسی، ج1

[27] . بیانات در جمع اعضاء هیت دولت 4/6/86

[28] . همان

[29] .بیانات در جمع کارکنان شرکت مپنا

 

عضویت در کانال رسمی انجمن

 

کانال رسمی تلگرامی     -     تالار گفتگوی ازاد

جهت عضویت در کانال تلگرامی انجمن جهت اطلاع از بروز رسانی سایت و دریافت مطالب اعضاء انجمن از طریق تلگرام بر روی تصویر کلیک نمایید.