|
ثبت نام
اقتصاد مقاومتی باید به فرهنگ جامعه تبدیل شود PDF Print نامه الکترونیک
نوشته شده توسط مدیر سایت   
سه شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۰۹:۱۶
458

عبدالمجید شیخی در گفتگو با طلیعه:


اقتصاد مقاومتی باید به فرهنگ جامعه تبدیل شود

اقتصاد مقاومتی یک الگو است، الگویی که اگر در بین جامعه در رفتار فردی و اجتماعی جامعه نهادینه شود، جزء بدنه جامعه خواهد شد. هر پدیده و مسئله ای با نهادینه شدن، خود به خود جزئی از فرهنگ آن جامعه محسوب می شود.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری ـ تحلیلی طلیعه، مقام معظم رهبری با ابلاغ سیاست‌های کلی «اقتصاد مقاومتی»، تاکید کردند که اقتصاد مقاومتی خواهد توانست الگویی الهام‌بخش از نظام اقتصادی اسلام را عینیت بخشد و زمینه و فرصت مناسب را برای نقش‌آفرینی مردم و فعالان اقتصادی در تحقق حماسه اقتصادی فراهم کند. در گفتگو با عبدالمجید شیخی، مدرس دانشگاه، در مورد اقتصاد مقاومتی و تأثیرات آن بر فرهنگ مصاحبه ای انجام شده که متن آن از نظر شما می گذرد.

 

*با توجه به این که اقتصاد مقاومتی پایه استقلال سیاسی است چه تاثیری می تواند بر روی جامعه و مردم داشته باشد؟

به لحاظ تجربی اقتصاد مقاومتی با این کلید واژه شاید در ادبیات اقتصاد مشابهی با همین نام نباشد که کسی چنین الگویی را معرفی کرده باشد، اما با مترادف هایی مثل تاب آوری ، مقاوم سازی اقتصاد، توسعه پایدار و مشابه آن تجربه شده است. کشورهایی که در حال حاضر در شاخص های اقتصادی به مراتب از ما جلوتر هستند، دست کم حدود ۵۰ سال دست به مقاوم سازی اقتصاد زده اند، یعنی تجربه کشورهای پیشرفته عبور از هفت خان مقاوم سازی اقتصاد است که اکنون به این جایگاه رسیده اند، یعنی آنهایی که الان پیشرفته هستند، به طور مسلم و مسجل و قطعا دست کم بیش از ۵۰ سال دست به مقاوم سازی اقتصادی زدند، یعنی مقاوم سازی اقتصادی به لحاظ تجربی یک ضرورت تاریخی است. ما الان در دنیای غرب می توانیم به نمونه بارز اتحادیه اروپا اشاره کنیم.

اتحادیه اروپا گرچه طبق قراردادها و معاهده های بینابینی که بین خودشان بسته اند، ارتباط بین خودشان را راحت و تسهیل کرده اند، ولی عملا یک حصار بزرگ در مرز بیرونی اروپا برای مجموع و خودشان کشیده و هنوز خودشان را در قرنطینه نگه می دارند و لذا به همین سادگی نمی توانیم با آنها مبادله کنیم. باید از فیلترهای آنها رد شده تا با آنها مبادله کنیم. این فیلترها همان رویه مقاوم سازی اقتصادی آنهاست.

همچنان که زمان زیادی است می گذرد با لطایف الحیل و انواع اهرم ها و ابزارهای مختلف از اقتصاد خودشان حمایت می کنند. بیش از ۵۰ سال حمایت از صنایع و تولیدات داخلی خودشان را اجرا کرده و اجرا می کنند. اینها تحت آموزه ها و تعلیمات «فردریک لیست» که شخصی آلمانی بود و کتابی تحت عنوان نظام ملی اقتصاد سیاسی دارد، حمایتشان را اجرا کردند و هنوز هم به آن وفادار هستند.

کسانی که الگوی ذهنیشان اقتصاد سرمایه داری است هیچ بهانه ای ندارند که برخلاف این اقامه کنند که بگویند ما نباید اقتصادمان را مقاوم ویا نباید از تولید داخلی حمایت کنیم، نباید رشدمان را درون زا کنیم، ونباید ارتباطاتمان با بیرون از مرزها در یک منطق شفافی که در آن متضمن رشد درون زا باشد و در کنار آن با عنوان حاشیه ارتباط با بیرون مطرح باشد. نمی توان این اصول را رد کنند مگر آن که واقعا اهل مطالعه و استدلال و منطق نباشند. به لحاظ علمی هم لازمه یک سیستم به همین شکل است! شما تا یک سیستم را به مرحله استقامت نرسانید نمی توانید از آن انتظار یک کارکرد قابل قبول داشته باشید. بر فرض مثال پیکر انسان را مد نظر قرار می دهیم. اگر سیستم ایمنی بدن ضعیف باشد، در برابر همه آسیبها آسیب پذیر می شود.

کسی که بدن ضعیفی دارد، بلافاصله در یک شرایط آب و هوایی متنوع، انواع بیماری ها را میگیرد.ولی در مقابل کسی که بدنش مقاوم است رشد درون زا ، استقامت درونی گلبولهای سفیدش با تمام قدرت فعالند و  دارند نسبت به پاتک های ویروس ها و میکروب ها مقاومت می کنند. وقتی اندام ها به راحتی در مقابل بیماریها مقاومت می کنند هرگز بیمار نمی شوند و اگر عارضه ای متوجه آن بدن شود نمی تواند به آن صدمه بزند و از رشد مستمر خودش فارغ نخواهد شد، بلکه با انعطاف پذیری بودن خود نسبت به آن آسیب بلافاصله واکنش نشان می دهد و آن آسیب را دفع و همچنان رشد خود را شکوفاتر می کند، چون بدن با واکسیناسیونی که از بیرون متوجه خود شده باز توانایی اش بیشتر خواهد شد.

اقتصاد هم به اصطلاح با این قاعده قابل تعمیم است. بنابراین به لحاظ عقلی و علمی اگر دید دقیقی به مسائل اقتصاد داشته باشیم مانند تمام سیستمهای دیگر، خیلی راحت می توانیم به نتیجه قابل قبول و درستی دست پیدا کنیم.

فراموش نکنیم که اقتصاد یک سیستم، یک اندام و مجموعه ای اندام وارانه است. یک نظام فوق ارگانیک، و یک موجود حیّ است. چون عاقل ترین نوع موجودات انسان است که در این سیستم امرار معاش می کند و این سیستم تحت تاثیر روابط اجتماعی قرار میگیرد. و عملا عین بحث توامان اصالت اجتماع و فرد در جامعه شناسی، سیستم اقتصادی هم دارای خصلت اصالت جمعی و فردی است. و با همان مسئله ای مواجه است که جامعه هم مواجه می شود.

*به نظر شما اقتصاد مقاومتی فرهنگ به حساب می آید؟

اقتصاد مقاومتی یک الگو است، الگویی که زیاد در بین جامعه در رفتار فردی و اجتماعی جامعه نهادینه شود، جزء بدنه جامعه خواهد شد. هر پدیده و مسئله ای با نهادینه شدن، خود به خود جزئی از فرهنگ آن جامعه محسوب می شود و اتفاقا در ادبیات اقتصاد اسلامی به شدت به آن تاکید شده است.

الگوهایی را در اقتصاد اسلامی پایدار می دانیم که فرهنگسازی شده و در رفتارها نهادینه شود و پیوندهای اجتماعی خاصی به وجود بیاورد و آن پیوندها باعث بروز رفتارهای ویژه خاص شده  که این در واقع قواعدی را شکل خواهند داد که مورد شکار اندیشمندان و محققان اقتصاد اسلامی قرار گرفته و تبدیل به علم می شود و در این صورت اینها را در درون دانش جا داده و عملا جزء ماندگار و پایدار دانش می شوند.

*جایگاه اقتصاد مقاومتی در سند چشم انداز ۱۴۰۴ کجاست؟

سند چشم انداز ۸ بند است. این ۸ بند افقهایی را برای ما ترسیم و پیش بینی می کنند، وعده می دهند. رسیدن به این افق ها نیازمند به یک چینش و یک آمایش ابتدای به ساکن است. این موجود حی نظام اقتصاد سیاسی نظام اقتصاد علمی، معیشتی، سیاسی و اجتماعی است. اگر این چیدمان درست انجام نگیرد و این سیستم یا نظام، آن استحکام درونی را پیدا نکند نمی تواند رشد کند و در طول مسیر از هم خواهد پاشید! چرا؟ چون مرتبا در معرض هجمه درونی و بیرونی قرار گرفته و مرتبا آسیب می بیند.

مثل یک خودرویی که قرار است از نقطه ای شروع حرکت کرده و ۱۰۰۰ کیلومتر راه بپیماید، اگر در طول مسیر سوخت، روغن، سرویس و تعمیر به آن نرسد و نظافت نشود و مرتبا مورد توجه همه جانبه قرار نگیرد به مقصد نخواهد رسید. انسانی که میخواهد به قله ی کوه برود یک کوله باری از امکانات با خودش به همراه می برد، در طول مسیر باید خودش را تر و خشک کند تا به قله برسد.

ابتدا باید یک سلامتی خاصی را اقتباس کرده تا این توانایی را در خود پیدا کرده و بداند که به قله کوه می رسد حرکت کند. اقتصاد هم به همین شکل است، اگر استحکام درونی پیدا نکند، زمانی که حرکت کند در بین مسیر از نفس می افتد و از هم پاشیده می شود. منطق الگوی اقتصاد مقاومتی توجه به این حقایق عقلانی است.

شاید در لغت همان طور که در ابتدا عرض کردم، برای بعضی ها کلید واژه اش آشنا نباشد و این راهم خود حضرت آقا امام خامنه ای فرموده اند: این تجربه یک تجربه اولیه و یک حرف جدید نیست. این مسئله در جاهای دیگر هم تجربه شده و در ۱۰یا ۱۲ تا مشخصه ای که درمورد اقتصاد مقاومتی در فروردین ماه سال ۹۲ فرمودند، به عنوان یکی از ویژگیهای اقتصاد مقاومتی بیان کرده اند.

*اقتصاد مقاومتی تقدم بر خودباوری ملی دارد یا خودباوری بر اقتصاد مقاومتی؟

این بستگی به افراد جامعه دارد. اینها آموزه هستند. فردی را می بینیم که تازه با واژه ای به نام مفهوم اقتصاد مقاومتی برخورد کرده و قبلش راجع به خودباوری هیچ اطلاعاتی نداشته، چون هم در اقتصاد مقاومتی خودباوری وجود دارد و همزمان خودباوری هم اقتصاد مقاومتی را فرا می گیرد. کسی هم ممکن است خودباوری را ابتدا یاد بگیرد و باور داشته باشد و خودش ناخودآگاه به این نتیجه برسد که ما هم می توانیم خودمان را به یک جایی برسانیم.

خودباوری اجزایی دارد. یکی از اجزای آن خودباوری اقتصادی است، اقتصاد مقاومتی هم معناش خودباوری اقتصادی است.اگر استعدادهای خودمان را کشف و باور کنیم می توان مثل بقیه در این گردونه مسابقه حرکت و حتی از دیگران هم جلو بزنیم. خودباوری یعنی احساس توانایی در اقتصاد و هر چیز دیگر است.

آخرین به روز رسانی در سه شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۰۹:۴۴
 

عضویت در کانال رسمی انجمن

 

کانال رسمی تلگرامی     -     تالار گفتگوی ازاد

جهت عضویت در کانال تلگرامی انجمن جهت اطلاع از بروز رسانی سایت و دریافت مطالب اعضاء انجمن از طریق تلگرام بر روی تصویر کلیک نمایید.